خانه معرفی کتاب کافی ؛ اسناد سخن می گویند

خبرنامه

نام ونام خانوادگی:

پست الکترونیکی:

لوگوی ما

لینک به وب سایت بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره)

لینک به وب سایت بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره)


 

کافی ؛ اسناد سخن می گویند

نام کتاب: کافی ؛ اسناد سخن می گویند

مولف کتاب : دکتر مهدی کافی

سخنان مولف کتاب : مرحوم كافي ابتداي منابرش ابيات ذيل را مي‌خواند و با خواندن اين چند بيت شعر در عشق به امام زمان، قطرات اشك بر روي گونه‌هايش مي‌غلطيد و با صداي بلند يابن‌الحسن يابن‌الحسن مي‌گفت و جمعيت انبوه در مهديه و خارج از مهديه همين ندا را در مي‌دادند.

بيا جانا كه از هجرت ز كف دادم جواني را

نخواهم بي تو در عالم حيات جاوداني را

ز بزم ما فلك برچيد از هجران روي تو

بساط عشرت و عيش و سرور و شادماني را

دلم خون شد بسي گفتم به دل راز لب لعلت

نهان تا چند بنمايم به دل راز نهاني را

مجموعه ای که پیش روی دارید، مجموعه ای است که در آن اسناد سخن می گویند و شامل اسناد و مدارک رسمی مبارزاتی روحانی بزرگ و والا مقام حضرت حجة الاسلام والمسلمین مرحوم حاج شیخ احمد کافی است، که از طریق گزارشگران ساواک، شهربانی، ژاندارمری و دیگر مزدوران و مأموران رژیم ستم شاهی به مراکز امنیتی و پلیسی گزارش شده است.

ارائه آن ها در این مجموعه به منظور آشنائی نسل جوان، خصوصاً نسل سوم و چهارم انقلاب اسلامی با یکی از شاگردان مکتب امام جعفر صادق (ع) و شیفته دل اهل بیت عصمت و طهارت و یار صدیق و راستین حضرت امام خمینی (ره) می باشد. آری،جوانان، آن جوانانی که در دوران انقلاب اسلامی سال 1357 شمسی حضور نداشته و یا به دنیا نیامده  بودند.

وظیفه اهل قلم و مسئولین اندیشمند جامعه ماست که جوانان این مرز و بوم را با چهره های تابناک ولایت و مبارزان شجاع پرمقاوم عرصه انقلاب اسلامی آشنا سازند تا امکان تداوم روحیه انقلابی و استمرار ذهنیت حمایت آگاهانه مردمی از نهضت و قیام پیامبرگونه امام خمینی (ره) مقدور باشد و این آشنایی در بستر زمان و مکان باید رشد و گسترش یافته و اهداف انقلاب اسلامی را تحقق بخشد.

استمرار ذکر خیر و یاد نیک این اسوه های جهاد و پایداری و مبارزان جاوید نام ایران اسلامی حتی با گذشت سی سال از عروج ملکوتی آن ها، گواهی بس روشن بر پاکی نیّت و خلوص عمل و صدق گفتار و درستی اندیشة دینی و انقلابی آن ها می باشد.

مرحوم کافی، واعظ شهیر شیرین سخن یکی از چهره های نادر تابناک و درخشان اقیانوس موّاج مردمی دنیای اسلام و نهضت باشکوه اسلامی است که با پایگاه گسترده مردمی خویش همواره موردستایش واحترام و تمجید و تکریم همگان بود. روحش شاد باد .

اسناد و مدارک رسمی فراوانی از دوران زندگی مبارزاتی مرحوم کافی از زمان رژیم ستمشاهی بر جای مانده و دربرگیرنده موضوعاتی در زمینه : احضارها، اخطارها ، گزارش های دقیق و مفصل از وضعیت و موقعیت مجالس و گزارش  مطالب حساس منبرها، سخنرانی ها در محافل و مجالس مختلف او و  دستورالعمل های مربوط به منع خروج از کشور، منع منبر، دستور بازداشت، حبس، جستجو برای دستگیری، بازجوئی، محکومیت، تهدید، تطمیع، اقرار، صحنه سازی، ایجاد گرفتاری و ... می باشد؛ که هر کدام آن ها خود مهم و دارای ارزش تاریخی است. در نظرست که تمام اسنادی که فعلا در اختیار است در این مجموعه گنجانده شود و در آینده نیز تکمیل گردد.

با مرور این اسناد و مدارک، هر انسان آزاده و بی طرفی را بی تردید از جو خفقان جامعه حکومت پلیسی آن دوران آگاه و روشن و در عین حال متأثر و آزرده خاطر ساخته و به شگفتی وامی دارد که چگونه و در چه شرایط سختی، این جان بر کفان مقاوم راه آزادی و انقلاب پا به عرصه مبارزه و جهاد گذارده و با عنایت خداوندی به پیش می رفتند.

قابل ذکر است که گزارش گران و مراکزی که گزارش ها، نامه ها و اسناد را دریافت می داشتند تمامی اسناد را کلاسه و از لحاظ امنیتی دسته بندی نموده و مهر مخصوص سرّی، فوق سرّی، محرمانه، عادی، فوری، بایگانی، اقدام و ... را نسبت به اهمیت گزارش به آن می زدند و در انتهای نامه گزارش گران نیز نظرات افراد بالادستی و مسئولان رتبه بالای آن ها منعکس گردیده و دارای امضاء های تأئیدی، ارسالی، ارجاعی، پیگیری و غیره بصورت نام های مستعار بوده است. همچنین اسامی استان های کل کشور با رمزهای شمارگان 1 تا 26 به همراه حرف ه در سربرگ  نامه ها به عنوان مبداء و مقصد آن ها ذکر شده است.

در بیشتر گزارش های ساواک، در ذیل اسناد و مدارک نظریه هایی ارائه شده که از نظر دهنده با کلمات رمز یاد شده است و اسامی امضاهای مندرج در برابر آن ها نیز به صورت رمز و مستعار می باشد. کلمات رمز بکار گرفته شده در ابتدای نظریه ها که در همه اسناد بصورت ثابت تکرار شده اند، معمولاًَ اسامی روزهای هفته می باشد و منظور از آن ها بدین شرح است :

نظریه شنبه: نظریه منبع نفوذی ساواک یعنی گزارش گر است که از طریق مشاهده مستقیم یا از راه های دیگر کسب خبر و ارائه نموده است.

نظریه یکشنبه: نظریه رهبر عملیات است که پس از گزارش منبع نفوذی آن را تائید یا تحلیل می کند، رهبر عملیات مسئولیت مستقیم کنترل منبع و هدایت وی را به عهده دارد.

نظریه دوشنبه: نظریه رئیس دایره عملیات است.

نظریه سه­شنبه: نظریه امنیت داخلی است و در اداره کل، رئیس بخش است.

نظریه چهارشنبه: نظریه رئیس سازمان اطلاعات و امنیت منطقه و در اداره کل، رئیس اداره است.

کلیه مبداء و مقصد نامه ها و گزارش ها که در سربرگ نامه های ساواک آمده است با علائم رمز نوشته شده که منظور از آن رمزها عبارتست از:

1 ه : (ساواک گیلان) /  2  ه :(ساواک مازندران) /  3  ه :(ساواک آذربایجان شرقی)/

4 ه :(ساواک آذربایجان غربی / 5  ه :(ساواک کرمانشاه /6  ه :(ساواک خوزستان) 7  ه :(ساواک فارس) / 8  ه:(ساواک کرمان) /9  ه:(ساواک خراسان)

10 ه:(ساواک اصفهان)/11  ه :(ساواک سیستان و بلوچستان)/ 12 ه:  (ساواک کردستان) / 13 ه : (ساواک همدان) / 14  ه : (ساواک سمنان) /15 ه:(ساواک لرستان) / 16  ه:(ساواک بوشهر) /17  ه:(ساواک هرمزگان) / 18 ه:(ساواک کهکیلویه و بویر احمد) /19 ه:(ساواک چهار محال و بختیاری) /20  ه :(ساواک تهران) /  21  ه :(ساواک قم) /22  ه :  (ساواک اراک) / 23 ه:(ساواک قزوین) /

24 ه :(ساواک ایلام) /25  ه :(ساواک زنجان) /26  ه :(ساواک یزد).

خالی از لطف نمی باشد تا با تشکیلات مراکز پلیسی و امنیتی دوران ستمشاهی که این گزارشات را دریافت می داشتند و فرآوری و بهره برداری  می نمودند، اندکی آشنا شویم:

سازمان اطلاعات و امنیت کشور در دوران محمد رضا شاه به نام اختصاری ساواک در سال 1335 ش، توسط ده نفر از مستشاران آمریکائی مطابق ساختار سازمان اطلاعاتی و امنیتی آمریکا ایجاد شد، با این تفاوت که چون فعالیت خارجی ایران ناچیز بود، سازمان مستقلی همچون سیا که عهده دار اطلاعات خارجی باشد، به وجود نیامد بلکه مسؤلیت اطلاعات خارجی و وظایف امنیت داخلی به عهده یک سازمان نهاده شد و نام آن را سازمان اطلاعات و امنیت کشور گذاردند، در واقع ساواک تلفیقی از دو سازمان  سیاسی سی. آی. ای(CIA) و اف. بی. ای (FBI) بود. تشکیلاتی که توسط مستشاران آمریکایی پایه ریزی شد متشکل از یازده بخش بود: رئیس ساواک،معاون یکم (عملیاتی)، معاون دوم(اداری)، اداره کل یکم (امور اداری)، اداره کل دوم (کسب اطلاعات خارجی)، اداره کل سوم (امنیت کشور)، اداره کل چهارم (حفاظت پرسنل و اسناد اماکن)، اداره کل پنجم (امور فنی)، اداره کل ششم(امور مالی)، اداره کل هفتم( بررسی اطلاعات خارجی)، اداره کل هشتم(ضد جاسوسی).

قابل توجه است که در طول دوران بیست و دو ساله ساواک چهار نفر بر این سازمان ریاست کردند. نخستین رئیس ساواک سپهبد تیمور بختیار بود که از بدو تأسیس ساواک تا اسفند ماه 1339 شمسی بر این سازمان فرمان راند و با قساوت و خشونت تمام به سرکوبی مخالفان شاه پرداخت، پس از او سرلشگر حسن پاکروان به سمت رئیس ساواک منصوب گردید و همزمان حسین فردوست با حفظ سمت رئیس دفتر ویژه اطلاعات به قائم مقامی ساواک گماشته شد و از سوی شاه اختیارات تام گرفت تا ساواک را تجدید سازمان کند. حسین فردوست که تا فروردین 1350 شمسی قائم مقام ساواک بود مدعی است در امور عملیاتی این سازمان هیچ نقشی نداشته است و تنها به آموزش پرسنل و سازمان دهی مجدد ساواک می پرداخته است، و می گوید رئیسان ساواک نیز در امور  سازمان دهی و آموزش و حوزه کاری او هیچ دخالتی نداشتند. شاه دومین رئیس ساواک خود سرلشگر حسن پاکروان را بعد از قیام 15 خرداد 1342 شمسی به دلیل غافلگیری ساواک در امر قیام آن روز  از کار برکنار و سرلشگر نعمت اله نصیری را به عنوان سومین رئیس جدید ساواک به جانشینی پاکروان منصوب نمود، دوران فرماندهی نصیری بر ساواک که تا بهار 1357 شمسی ادامه یافت اوج فعالیت ساواک در دستگیری شکنجه و سرکوب مخالفان رژیم است و این سازمان را به مخوف ترین و وحشتناک ترین نهاد رژیم مبدل کرد. با اوج گیری قیام مردم مسلمان ایران،شاه مجبور شد مهره منفور و بدنام خود ارتشبد نصیری را از ساواک برکنار و سپهبد ناصر مقدم را به جای او منصوب کند.

اما پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن ماه 1357 شمسی به موجودیت ساواک و ریاست آن خاتمه داد.

ساواک دارای چهار دوره تحول درونی بود:

1- دوره نخست از تاریخ تأسیس رسمی ساواک در اسفندماه 1335 تا برکناری تیمور بختیار در اسفندماه 1339 شمسی می باشد. این دوره، دوره ایجاد و  راه اندازی ساواک توسط مستشاران آمریکائی می باشد.

2- دوره دوم، دوره قائم مقامی حسین فردوست از ابتداء سال 1340 تا فروردین ماه 1350 شمسی می­باشد. در این دوره هواداران تیمور بختیار از ساواک تصفیه و ساواک تبدیل به یک سازمان صد در صد وفادار به شاه شد و همچنین بصورت یک سازمان منظم و آموزشی تبدیل گردید، همچنین در این دوره مستشاران آمریکائی جای خود را به مربیان و کارشناسان اسرائیلی دادند.

3- دوره سوم، دوره ایست که سازمان دربست در اختیار نعمت اله نصیری، علی معتضد و پرویز ثابتی قرار گرفت و به مرکز زد وبند های سیاسی تبدیل و به اوج شهرت و بدنامی رسید.

4- دوره چهارم، دوره سقوط و زوال ساواک است، که با برکناری نصیری در بهار 1357 شمسی شروع می شود.

درچنین دستگاه عریض و طویل اطلاعاتی ستمشاهی که پست ها و سمت های کلیدی و حساس را تعدادی از بهائیان و یهودیان و جاه طلبانِ لائیکِ بی وطنِ دین ستیزی اشغال نموده بودند که عاری از موهبت وجدان و عاطفه و احساس و خرد بوده  و از سر جهالت و مال اندوزی و مقام پرستی با هم رقابت می کردند. ظلم و ستم و قساوت و دد منشی خود را نسبت به مخالفان و اسیران دربند و زندانیان مبارزِ زن و مرد و پیر و جوان، دانشجو ، استاد و فرهنگی وکسبه و بازاری و اعضاء حزب و گروه و جبهه و سازمان و نهضت خصوصاً قشر سلحشور دینی و روحانی که نسبت به دیگران مقاوم و سرسخت و آشتی ناپذیرتر بودند با شدید ترین  وجهی اعمال می کردند و بارها دست کثیف مأمورین شکنجه گر ساواک رژیم به خون این بی گناهان آغشته شده بود.

در پایان یادآور می شود که مجموعة اسناد گردآوری شده این مجموعه که بر حسب تاریخ گزارش اسناد آن تدوین و تنظیم گردیده است، سهولت دسترسی و امکان را به خواننده خواهد داد تا خود به بررسی محققانه ای پیرامون سیر تحول حرکت مبارزاتی مرحوم کافی در آن دوران ستمشاهی بپردازد و درک درستی از اوضاع و احوال و وضعیت سیاسی، دینی، فرهنگی و اجتماعی آن برهه از زمان را پیدا نموده و موقعیت رزمجویان و مبارزان صحنه نبرد مردمی دوران پیش از وقوع انقلاب اسلامی ایران را به دست آورد.

امید است که با عنایات خداوندی یاد و خاطره حماسه های جاودانه و مبارزات و حرکات و تلاش ها و جنبش های شجاعانه و انقلابی مرحوم کافی و امثال وی که بر اصول اعتقادات دینی و نیات پاک حق جویانه خدایی استوار بود برای جوانان حال و آینده کشور ما پایدار و باقی بماند.

درود و رحمت خدا بر پیروان راستین و خدمتگزاران واقعی اسلام و مسلمین باد.

 

                                            آمین یا رب­العالمین

                                              دکتر مهدی کافی

                                                  تهران- مرداد ماه 1388 شمسی       

 

سخن ناشر کتاب : پایه های پوشالی نظام حکومتی رژیم ستمشاهی بر یک سیستم مخوف امنیتی و پلیسی بنا نهاده شده بود که در ظاهر به حاکمیت آن اقتدار و به نظام آن استقرار و استحکام بخشیده بود . ساختار آن برگرفته از الگوی نظام حکومتهای دیکتاتوری و غیر مردمی موجود در شرق و غرب عالم بود .

حکومتی که موجودیت آن بدست طراحان دسیسه ساز بیگانه پایه ریزی شده بود و از حمایت و پشتیبانی مردم خود بدور بود؛ مردم از وجود و حضور آن ناراضی و گریزان بودند .

هر چه از عمر رژیم میگذشت ماهیت و بی اصالتی آن نمایان و خباثت و ناپاکی سردمدارانش عیان تر و آشکارتر می شد .

تنها حامیان و پشتیبانان آن، رژیمهای زور گوی استعماری انگشت شماری از قبیل روسیه و چین و انگلیس و فرانسه و آمریکا و رژیم اشغالگر صهیونیستی بودند که در راستای منافع خود با و کمک می کردند و او را در زیر چتر حمایتی خویش می گرفتند و سیستم امنیتی و پلیسی آن را تقویت و هدایت می نمودند .

ولی آنان در عوض آزادانه بیدریغ بغارت اصلی ترین و با ارزشترین منابع زیر زمینی آن می پرداختند و از همه مهمتر و مخربتر آنان با تجاوز به فرهنگ اصیل مردمی و تهاجم به مبانی اخلاقی و اعتقادی و دینی، در صدد تضعیف روحیه آنها و تخریب و نابودی منافع مادی و معنوی و شکست و مقاومت و پایداری و سلامت نسل جوان این کهن ترین کشور متمدن جهان و اسلامی بودند . کشوری که دیگران زمانی به دریوزگی آن پا ساییده و به ارتباط و رابطه داشتن با آن افتخار می کردند . مردم مسلمان و آزاده و حق جو و عدالت خواه کشور با این روند کشور داری و اتخاذ این سیاست استعماری و جو خفقان و پلیسی حکومت اعتراض داشتند و ان را در شان و منزلت و در خور خویش نمی دانستند . تلاش آنها در بهبود و اصلاح جامعه و صدای اعتراض انها به گوش کسی نمی رسید . دژخیمان چکمه پوش رژیم صدای هر معترضی را خاموش و ندای هر ناصح و مصلحی را در گلو خفه می کردند و دهان هر آزاده دلسوزی را بسته و آوای ملکوتی هر مبارز نستوه روشندلی را بی رحمانه قطع کرده و مقامت و پایداری و استقامت و استواری هر قائم به پا خاسته ای را شقاوتمندانه و دد منشانه در هم شکسته و خرد و نابود می کردند تا صدایی بلند نشود و حرکت و اعتراض و مخالفتی صورت نگیرد .

رژیم منفور ستمشاهی با تداوم این سیاست خوف و وحشت و اعمال زور و قدرت و ایجاد جو پلیسی و به هیچ انگاشتن مردم ضربه جبران ناپذیری به ملت خود وارد می ساخت و خود هر روز بیش از پیش در سراشیبی سقوط و نابودی و اضمحلال و نیستی قرار می گرفت، بهم پاشیدگی و زوال او نزدیک می شد .

دوری او از مردم خود سبب می شد به دامان بیگانگان بیشتر پناه جوید و بورطه نابودی درغلطد و برای نجات خود راه بازگشتی باقی نگذارد و جز روبرو شدن با سرنوشت معدوم خود چاره ای نداشته باشد.

رژیم با ایجاد جو خفقان و سیاست سرکوب و ارعاب بهمه اقشار مردم آسیب رساند و آزادی و امنیت و آسایش و آرامش را از همه صلب نمود .

دانشجو و دانشگاهی ، روحانی و بازاری ، اداری و کشوری و لشکری، و همه اقشار مردم را به ورطه نابودی کشانیده بود و جامعه اسلامی را آلوده و صحنه تاخت و تاز مفسده جویان داخلی و خارجی و ارزش شکنان دین ستیز و بی اصالتان و فرومایگانی قرار داد که موجب تحقیر  و انزوای نخبگان و فرهیختگان و روشنفکران و آگاهان و دانایان و صاحب نظران و وطن پرستان و بزرگان دینی و رجال سیاسی و اندیشمندان جامعه گردید .

هر روز گروهی به علت اعتراض به روند زمامداری و سیاست مخرب حکومت بازداشت و بازجویی و به اتهام های واهی، شکنجه و زندانی و تبعید می شدند، دامنه اعتراضات هر روز افزایش می یافت، خفقان شکنجه و اذیت و آزار مردم بیشتر می گردید .

قشر روحانی که مورد اعتماد مردم و منعکس کننده احساسات ، دردها و مشکلات و خواسته های امت بود و از همه مهمتر مرجع و پناهگاه مردم به حساب می آمد در مقابله با حتاکی ها و بی حرمتی ها و آزار و اذیت های رژیم صدمات و لطمات فراوانی دید. در بین آنان و در بین دیگر اقشار مردم در مبارزه با رژیم مجاهدان، مبارزان و فداکاران زیادی وجود داشتند که مخلصانه در راه آزادی مردم و مبارزه با ظلم زورگویان و فساد مفسدان و به منظور جلوگیری از سقوط معنوی و اخلاقی و دینی جوانان و نابودی جامعه، تلاش های صادقانه و کوشش های مخلصانه نموده و در راه تحقق آرمانهای مردمی و ملی و دینی مردم، راد مردانه کوشیدند .

در این راستا شیر دلانی خون جگر خوردند و در راه خدا در پای درخت آرمان دینی و ملی خود خون ها نثار کردند و به فیض شهادت نائل آمدند و خاندان یتیم و بی سرپرستی از خود باقی گذاردند تا به مردم درس استقلال و آزادی و درس عشق و زندگی و درس پاسداری و حراست از ارزشهای معنوی و دینی و درس استقامت و پایداری و بیداری بدهند .

آری اینان بودند که صبر و استقامت و جان فشانی و سرود مقاومت و عشق سر دادند و به استقبال شهادت شتافتند و رژیم منفور ستمشاهی را شکست داده و از اریکه قدرت به زیر کشانیدند و به جای آن حکومت الهی اسلامی را به رهبری خمینی بت شکن به پیروزی رسانده و استقرار دادند .

پیروزی انقلاب اسلامی کار آسانی نبود، عظمت و اهمیت و جلال و شکوه و شوکتِ توصیف ناپذیری داشت. زمینه سازان، بستر گستران و پیش دلاوران فداکار و دل دادگان خود گذشته و یاری دهندگان با ایمان فراوانی داشت که در راه انقلاب جان نثاری کردند .

بی توجهی و ناسپاسی نسبت به این متولیان و بستر سازان پیروزی انقلاب پس از انقلاب اسلامی مایه تأسف و بدور از حق و انصاف است .

این موسسه تا به حال کوشیده است که نسبت به سهم و امکانات خود جبران این مافات را نموده و بمنظور اعتلاء کلمه حق و ارج نهادن به مقام شامخ و منزلت این سلحشوران و منادیان مکتب توحیدی و مدافعان شریعت محمدی و نیز به منظور قدردانی از زحمات و فداکاریهای این دلاوران راه استقلال و آزادی و راست قامتان و مبارزان و پرچم داران عرصه بیداری و به منظور سپاس گذاری از دلباختگان مکتب امامت و ولایت و مشعل داران راه دیانت و عاشقان به خون خفته ای که به عشق دیدار امام موعودشان قیام و نهضت کردند و اشک حسرت انتظار بقدومش ندیده افشاندند و از بین ما بملکوت اعلاء رخت برکندند و برفتند و نیز قصد ما به منظور روشنگری نسل حال و آینده کشور و آشنایی آنان با این چهره های درخشان و انسان های نمونه و به منظور گسترش فرهنگ دینی و ایمانی و فرهنگ عشق و ایمان و پایداری و شهامت و شهادت و نیز به منظور تکریم و تقدیر از بزرگان عرصه وعظ و خطابت و سخنوری که در هدایت و ارشاد جوانان و مروجان مبانی اخلاقی و دینی آنان و دفاع از حریم ارزشهای دینی و ملی که در پیروزی انقلاب اسلامی نقش شایسته داشته اند، اقدام به معرفی و نشر آثار آنان نمودیم تا از این رهگذر موجب تنویر افکار عمومی و گسترش دانش و بینش مردم و پیشرفت تعالی آنان گردیم .

امید است  که در این راه موفق و به این منظور و مقصود نزدیک شده باشیم .     انشاءالله

ناشر کتاب : انتشارات اسوه ( وابسته به سازمان اوقاف و امور خیریه )

نشانی و شماره تلفن ناشر : تهران ، خیابان انقلاب ابتدای پل کالج روبروی خیابان خارک پلاک 859 ؛ تلفن : 66418099 ، 66401747     ؛      قم ، خیابان ارم ، روبروی پاساژ قدس ، تلفن :  7741282 - 0251

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
بروز رساني