خانه مجموعه مقالات حاج شیخ احمد کافی مردی از تبار عشق { مجله خیمه }

خبرنامه

نام ونام خانوادگی:

پست الکترونیکی:

لوگوی ما

لینک به وب سایت بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره)

لینک به وب سایت بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره)


 

حاج شیخ احمد کافی مردی از تبار عشق { مجله خیمه }

حاج شیخ احمد کافی مردی از تبار عشق /«نگاهی کوتاه به زندگی و شخصیت عاشق دلباخته، مرحوم حاج شیخ احمد کافی(ره)»

مجله خیمه شهریور سال 1383 شماره 15

پدید آورنده : راوی: حجت الاسلام محسن کافی به کوشش حمزه کریم خانی ، صفحه 48


در این نوشتار سخن از عاشقی است که پهن دشت سینه اش، منزل اشراق انوار حق بود و فضای درونش از شبنم وجود محبوب لبریز گشت و پای در وادی جنون گذاشت، تا رسیدن به کوی یار میسر گردد.



او در زمانی که کمتر کسی به عشق می اندیشید، نغمه عاشقی سر داد و ماندگارترین آواها را از خویش بر جای نهاد. «کافی» مرد حادثه بود؛ شهید عشق و خردمندی که سخنانش مشعل فروزان زندگی «جوانان» بود. او چنان می زیست که می فهمید، نه آن چنان که دیگران می پسندیدند. وی از دیدگان عاشقش قطره های دل می چکاند و قلب ها را در حال و هوای عشق می تکاند. بزرگ مردی از «خراسان» دلباخته و شیفته ی امام زمان(عج) که لباس «تقوا» پوشید و عمری در راه خدا کوشید. او ساده تر از بهار بود، گذرگاه لبخندش پایان یک عمر انتظار و آن گاه که جهان در ظلمت و اندوه به سر می برد، «بهار» را فریاد کرد. سخنش بوی صراحت می داد و چون عشق بر ذره ها جاری می شد.


دوران تحصیل
مرحوم حاج شیخ احمد کافی(ر) در سال 1315هـ. ش در شهر مشهد دیده به جهان گشود. جدّ بزرگوارش مرحوم آیت الله میرزا احمد کافی یزدی، از علما و زهّاد بزرگ یزد بود که اواخر عمرش به مشهد رفت و در آنجا ساکن شدند مرحوم کافی با تشویق جدّش از سن ده سالگی شروع به تحصیل علوم دینی کرد. وی از همان دوران کودکی به «قرآن» و «اهل بیت» عشق می ورزید و پیوسته در محافل ذکر مصیبت سرور و سالار شهیدان حضوری عاشقانه داشت که حکایت از ارادت قلبی اش نسبت به آن حضرت می داشت.

مرحوم کافی در سن 18 سالگی رهسپار نجف اشرف شد و تا سال 1338 هـ. ش در آنجا دروس سطح را در محضر اساتید معروف حوزه ی علمیه نجف گذراند و پس از آن به قم آمد و تا سال 1340در قم ساکن بود و از محضر اساتیدی همچون آیت الله سید ابوالفضل موسوی تبریزی، آیت الله راستی کاشانی و مرحوم آیت الله مدنی تبریزی (شهید محراب) فیض برد.


بنای مهدیه تهران
عاشق دلباخته، مرحوم کافی، از سنّ هشت سالگی به خاطر صدای رسا و خوبی که داشت، دعای کمیل را در حرم امام رضا(علیه السلام) می خواند که مورد استقبال بسیاری از مردم قرار گرفته بود و نیز در مدتی که در نجف ساکن بود، به دستور آیت الله مدنی تبریزی، دعای ندبه، مدرسه ی «سید» در نجف و نیز دعای کمیل بارگاه ملکوتی حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) را قرائت می کرد. که افراد بسیاری از دور و نزدیک در این مجالس دعا حاضر می شدند.

از سال 1340ه.ش که آقای کافی به تهران رفت و در این شهر ساکن شد. جلسات دعای ندبه را در منزل خویش برپا می کرد. به دلیل استقبال پر شور و کم نظیر مردم و کمبود جا، بر آن شد تا با کمک برخی از بازاریان و خیّرین تهران، «مهدیه» را در خیابان ولی عصر(عج) تهران بنا نهد.


سفرهای تبلیغی
مرحوم حاج شیخ احمد کافی در راستای اهداف بلند خویش که در رأس آنها تبلیغ دین مبین اسلام و مذهب تشیّع بود، به شهرهای مختلف کشور سفر می کرد و در آن شهرها به تشکیل و بنای مهدیه همّت می گمارد، تا مردم به ویژه جوانان را در آن شرایط و فضای فساد آلودی که رژیم ستم شاهی پهلوی در به وجود آورده بود، به مجالس و هیأت های مذهبی جذب نماید. که از آن جمله می توان به مهدیه های رشت، سیرجان، کرمان و در رأس آنها مهدیه ی تهران اشاره نمود که تا این زمان هم مورد توجه جوانان هیأتی می باشد.

مرحوم کافی می گفت: «من به 108 شهر ایران سفر کرده ام و در آن شهرها به سخنرانی پرداخته ام» که با در نظر گرفتن وسایل ارتباطی آن روزها، این کار بسیار سخت و طاقت فرسا بوده است.

یکی از ویژگی های مهم مرحوم آقای کافی در سفرهای تبلیغی شان این بود که در هر شهری که می رفتند، سعی می نمودند اختلافات بین هیأت ها را برطرف کنند و باعث اتّحاد و یگانگی هیأت ها شوند تا ضمن تشکیل یک هیأت بزرگ، مراسم مذهبی منسجم تر و باشکوه تر برگزار شود و همچنین ایشان این هیأت ها را زیر نظر علما و بزرگان آن شهر قرار می داد تا از انحرافات فکری و عملی آنها جلوگیری شود.


عوامل موفقیت مرحوم کافی(ره)
شاید برخی سؤال کنند چه عاملی سبب شده بود که سخنرانی ها و منبرهای مرحوم شیخ احمد کافی این چنین در مردم تأثیر بگذارد که پیر و جوان، زن و مرد، عالم و جاهل، جملگی با اشتیاق تمام پای منبر ایشان حاضر شوند و سخنان ایشان را به گوش جان سپارند و حتی تا امروز هم نوارهای ایشان مورد توجه عموم باشد؟!

در پاسخ به این سؤال اساسی باید بر سه ویژگی بسیار مهم آقای کافی در امر سخنرانی اشاره کنیم که موجب شده منبرها و سخنرانی های وی از جذابیّت خاصّی برخوردار باشد:

1- از مهم ترین ویژگی های ایشان در امر منبر و سخنرانی، اخلاص بی نهایت آن بزرگوار و نیز ارادت قلبی خاص ایشان به ساحت مقدس حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) موجب شده بود که سخنان گهربارش از جان و روح بلندش نشأت بگیرد، لذا بر دل ها می نشست و تحوّلی ژرف در جان ها پدید می آورد.

از شهرهای مختلف ایشان را برای سخنرانی دعوت می کردند که در این مجالس هیچ چشم داشتی به مردم نداشت و حتی پول هایی را که به وی می دادند و هدیه هایی را که از مناطق مختلف برایش می آوردند، خرج مهدیه ی تهران می کرد.

یکی از دوستان مرحوم آقای کافی می گفت: «روزی به آقای کافی گفتم ما با هم شروع به تحصیل علوم دینی کردیم، با هم بحث می کردیم و با هم منبری شدیم، چه شد که شما آقای کافی شدید؟! ایشان با زبان طنز به من گفتند: «هر چه از منبر و سخنرانی به من دادند، من به مهدیه بردم و تو هر چه از منبر درآوردی خرج زن و بچه ات کردی.»

2- یکی دیگر از ویژگی های مهم مرحوم کافی که سبب جذابیت منبرهای ایشان شده بود، این بود که همواره سعی می کرد که منبر از قالب سنّتی خود خارج نشود. ایشان برخلاف عده ای که در آن روزها سعی می کردند روضه خوان را از سخنرانی ها و منبرها حذف کنند، همواره بر این امر پافشار می کرد و می گفت:«روضه نمک منبر است و حتما باید در آخر منبر خوانده شود.»

3- حسن سلیقه یکی دیگر از ویژگی های ایشان بود که سبب شده بود همگان مشتاقانه پای منبر ایشان حاضر شود و به سخنان جان بخش وی گوش دهند. یکی از فضلای قم می گوید: «به مرحوم آقای کافی گفتم که شما از چه کتابی استفاده می کنید که منبرهای شما این قدر جذاب است؟ ایشان در پاسخ گفت: «از کتاب سلیقه.»

چند توصیه به جوانان
مرحوم شیخ احمد کافی همیشه به جوانان سفارش می کرد که سعی کنید اولین و آخرین مخاطب شما در هر شبانه روز حضرت بقیة الله (عج) باشد، هر صبح که چشم هایتان را باز می کنید، اولین سلام را به حضرت مهدی (عج) ابلاغ کنید و هرشب در موقع خواب، آخرین سلام خود را به ایشان عرضه کنید.

مرحوم کافی همواره به جوانان توصیه می کرد که برای والدین خویش احترام ویژه ای بگذارید و می گفت: «هر توفیقی که خداوند در زندگی به من داده است، به خاطر احترام به والدین است، شما اگر دنیا و آخرت را می خواهید سعی کنید پدر و مادرتان از شما راضی باشد.»


توجه و ارادت مراجع عظام به آقای کافی(ره)
مرحوم حاج شیخ احمد کافی(ره) همواره کارهایش را با مشورت مراجع عظام تقلید همچون امام خمینی(ره)، آیت الله خوئی، آیت الله گلپایگانی (ره) و آیت الله مرعشی نجفی (ره) انجام می داد، از این رو همواره مورد حمایت و تأیید آن بزرگواران بود.

بنیان گذار کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی(ره)، مرحوم کافی را همواره در امر تبلیغ مورد تشویق و حمایت قرار می داد و ارادت قلبی خاصی به ایشان داشت و به ایشان می فرمود:

«من از شما می خواهم که در مهدیه برای من دعا کنید».

مرحوم آیت الله میلانی(ره) نیز در مشهد توجه خاصی به مرحوم کافی داشتند و همواره می فرمود:

«کافی برای شیعیان کافی است».

مرحوم آیت الله مرعشی نجفی(ره) نیز بارها فرمود:

«کمتر مرجعی را سراغ دارم که به اسلام چنین خدمتی کرده باشد».


مبارزات سیاسی
حاج شیخ احمد کافی از سال 1338 هـ. ش که در قم ساکن شد، مبارزات سیاسی خویش را علیه رژیم ستم شاهی پهلوی آغاز کرد و در سخنرانی های خود، مردم را نسبت به چپاول و ظلم همه جانبه ی حکومت سیاه محمد رضا شاه آگاه می کرد؛ به همین خاطر متجاوز از 40 بار به زندان رفت و در سال 1354 و 1355 به ایلام تبعید شد.

لیکن این مبارز نستوه هرگز از مواضع خویش کناره گیری نکرد و همواره مراتب حمایت خویش را از حضرت امام خمینی(ره) ابراز داشت. وی پس از ترور حسنعلی منصور، به جرم همکاری با گروه شهید «بخارایی» به شش ماه زندان محکوم شد، اما هرگز در جنگ جلادان جفاکار از پای نشست. پس از واقعه ی 15خرداد سال 1342 نیز ماه ها در زندان به سر برد. پس از آن نیز هم زمان با ایراد سخنرانی های پر شور و حماسی در مساجد مختلف تهران، به برپایی مراسم عارفانه ی دعای کمیل و ندبه، و نیز برگزاری محافل آموزش قرآن و مجالس اخلاقی در خانه اش برای کودکان و نوجوانان همّت گماشت.


عروج ملکوتی
با فرا رسیدن ماه شعبان سال 1398 هـ. ق و شروع مراسم جشن، بنیان گذار انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره)، در بیانیه ای اعتراض آمیز علیه رژیم شاه چنین ابراز داشتند که با این کشتار گسترده ی رژیم پهلوی در شهرهای مختلف ایران، عیدی برای ملّت مسلمان ما باقی نمانده است و در چنین شرایطی که ملّت عزیز ما در عزای عزیزان خود نشسته، چگونه ممکن است کسی به شادمانی بپردازد؟!

مرحوم شیخ احمد کافی(ره) دیگر درنگ ننمود و از برگزاری مراسم جشن و چراغانی که در تهران کم نظیر بود خودداری کرد و در خانه نشست.

دژخیمان رژیم پهلوی که تاب ماندن ایشان را در تهران نداشتند، وی را راهی سفری اجباری کردند، از این رو مرحوم آقای کافی در روز پنج شنبه، چهاردهم شعبان سال 1398ه.ق به قصد مشهد از تهران خارج شد؛ شب را در گرگان سپری کرد و صبح روز جمعه، نیمه ی شعبان سال 1398 هـ. ق که مصادف با اول مرداد ماه 1357بود، پس از آنکه نماز صبح را در قوچان خواند، در حالی که به گفته ی یکی از همراهان ایشان، در حالی که مشغول قرائت دعای ندبه در خودرو بودند، در یک تصادف فوق العاده مشکوک، روح بلندش به ملکوت اعلی پیوست و چشمانی که یک عمر در فراق مولایش اشک ریزان بود، فرو بسته شد.
 

منبع : پایگاه اطلاع رسانی حوزه

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
بروز رساني