خانه سخنرانی مکتوب سخنرانی شب بیست و یکم ماه رمضان - مهدیه تهران

خبرنامه

نام ونام خانوادگی:

پست الکترونیکی:

لوگوی ما

لینک به وب سایت بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره)

لینک به وب سایت بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره)


 

سخنرانی شب بیست و یکم ماه رمضان - مهدیه تهران

سخنان شهید شیخ احمد کافی (ره)

عنوان مطالب سخنرانی : یک حدیث جالب - اشتغال به فرائض - شیعه با دو خصلت امتحان می شود - امام صادق (ع) هنگام وفات - مواسات با برادران دینی - عکسهای خرافی - درد مهم - بیانی از امام علی (ع) - شب قرارداد با خدا - شب بیست و یکم ماه رمضان - نامه ای که به من دادند - ذکر مصیبت

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم  لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ الَّا بِاللَّهِ العلی العظیم حسبنی الله و نعم الوکیل ، نعم المولی و نعم النصیر ، الحمدلله رب العالمین و العاقبة لاهل التقوی و الیقین والصلوة والسلام علی اشرف الانبیاء و المرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد ، صلی الله علیه و آله وسلم ، المعصومین ، الذین اذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا ، سیما الامام المنتظر الحجة الثانی عشر روحی و ارواح العالمین له الفداء.

یک حدیث جالب :

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ یا عَلی تُریدُ سِتَّمِاة أَلْف دینارِ أََوْ سِتَّمِاة أََلْفُ شَاةٍ أََوْ سِتَماة أََلْف کَلِمَةٍ ؟
قَالَ عَلَیهِ السَّلَامُ : ستَّماة أََلْفَ كَلِمَةٍ ، فَقَالَ صَلی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : اَجْمَعُ لَکَ سِتَمِاة أََلْفَ كَلِمَةٍ فِى سِِتَّةَِ كَلِمَاتٍ ، يَا عَلَى : إِذَا رَأَيْتَ النَّاسَ يَشْتَغِلُونَ بالفَضائِل فَاشْتَغَل أَنْتَ بِاالفَرائِض ، وَ إِذا رَأَيْتَ النَّاسَ يَشْتَغِلُونَ بِعَمَلِ الدُّنْيَا فَاشْتَغَِلَ أَنْتَ بِعَمَلِ الْآخِرَةِ ، وَ إِذا رَأَيْتَ النَّاسَ يَشْتَغِلُونَ بِعُيُوبِ النَّاسِ فَاشْتَغَلَ أَنْتَ بِعُيُوبِ نَفْسِكَ ، وَ إِذا رَأَيْتَ النَّاسَ يَشْتَغِلُونَ بِكَثْرَةِ الْعَمَلِ فَاشْتَغَلَ أَنْتَ بصَفوَةِ الْعَمَلَ ، وَ إِذا رَأَيْتَ النَّاسَ يَتَوَسَّلون بِالْخَلْقِ فَتَوَسَّل أَنْتَ بِالْخَالِقِ ، وَ إِذَا رَايَتَ النَّاسَِ يَشْتَغِلُونَ بِتَزيينِ الدُّنْيَا فَاشْتَغِلَ أَنْتَ بِتَزيينِ الْآخِرَةِ .  اثنی عشریه

به مناسبت اینکه امشب شب علی (ع)  است خواستم یک حدیثی را از پیغمبر اکرم (ص) بخوانم که سخنی گفته باشد با علی.

پیغمبر اکرم (ص) فرمود : علی جان ششصد هزار دینار طلا می خواهی یا ششصد هزار عدد گوسفند می خواهی یا ششصد هزار کلمه می خواهی یاد بگیری از من ؟ حضرت امیرالمومنین (ع) عرض کرد یا رسول الله من ششصد هزار کلمه می خواهم یاد بگیرم ، به به ، واعظ پیغمبر ، نصیحت کن رسول الله موعظه کن پیغمبر خاتم ، مستمع و متعظ علی (ع).

عجب واعظ و عجب مستمعی و عجب سخنی ، ششصد هزار کلمه را من که پیغمبر هستم جمع می کنم در شش کلمه که این شش کلمه مادر و ریشه و اصل و خلاصه ششصد هزار کلمه است ، خیلی حدیث عالی است.

اشتغال به فرائض

یا علی : إِذَا رَأَيْتَ النَّاسَ يَشْتَغِلُونَ بالفَضائِل فَاشْتَغَل أَنْتَ بِاالفَرائِض

ای علی هنگامی که می بینی مردم سرگرم فضائل و مناقب و نوافل و مستحبات و اعمال غیر واجب هستند تو مشغول فرائض و واجبات باش.

یا علی هر کاری مردم می کنند شما انجام نده ، شما دنبال وظائف دینی باش ، ای مردم ببینید وظیفه دینی شما چیست ، همان کار را بکنید اگرچه مردم نکنند.

مبادا یک وقت تا ساعت دوازده شب در میان مساجد باشید ، پای منابر باشید ، در هیئات مذهبی باشید ، سینه بزنید ، قرآن بخوانید ناله بکنید زیارت حضرت عبدالعظیم بروید زیارت قم ( حضرت معصومه ) بروید اما خدای ناکرده نماز را نخوانید ، مبادا یکوقت تا ساعت یک بعد از نیمه شب دنبال سینه زدن باشید نماز صبح را قضا کنید ، می دانید من از آن منبریهای ولایتی هستم ، تبلیغ دینم را می کنم ، قرآن را می خوانم ، تفسیر می گویم ، روایات را می گویم ، تاریخ اسلام را می خوانم ، عقاید را هم می گویم ، روضه هم می خوانم ، گریه هم می کنم سینه هم می زنم ، زنجیر هم می زنم ، همه این کارها را می کنم اما اول دین.

ای مردم ستون دین نماز است ، ای جوانهائیکه شب بیست و یکم ماه رمضان آمده اید در مهدیه ، این وقت شب برای احیاء ، به شما بگویم صاحب این موسسه امام زمان (عج) می فرماید اول نماز ، جد امام زمان علی (ع) می فرماید اول نماز ، آن کسی که امشب این غوغا به نام ایشان برپا است در دنیای اسلام یعنی علی (ع) می فرماید نماز.

شیعه با دو خصلت امتحان می شود :

در حدیثی حضرت علی (ع) می فرماید :  اِخْتَبِرُوا شیعَتی بِخَصلَتَینِ ، مُحَافَظَتُهُمْ عَلی أَوْقَاتِ الصَّلوةِ وَ مُوَاسَاُتُهُمْ مَعَ اِخوانِهِم المُومِنینَ بِالْمَالِ .

هرکس گفت من شیعه هستم فوری قبول نکنید ، اگر دو خصلت در او بود این راست می گوید ، این شیعه است ، و اگر این دو خصلت در او نبود شیعه نیست ، اول مُحَافَظَتُهُمْ عَلی أَوْقَاتِ الصَّلوةِ ، ببینید کسی که می گوید من شیعه هستم این شخص مواظب نماز خود هست یا خیر ، اگر کسی گفت من شیعه هستم اما نماز مغرب و عشاء را ساعت یازده شب خواند ، اگر یک نفر گفت من شیعه هستم نماز ظهر و عصر را موقع غروب خواند ، اگر کسی گفت من شیعه هستم نماز صبح نخواند ، بدانید این شخص دروغ می گوید ، علی میفرماید این شخص دروغ می گوید ، شیعه مواظب وقت نماز خود هست.

امام صادق (ع) هنگام وفات

ابوبصیر می گوید : وقت وفات امام صادق (ع) در مدینه نبودم در مسافرت بودم ، از مسافرت که برگشتم ، شنیدم رئیس مذهب ما ، اما صادق (ع) از دنیا رحلت فرموده است.

آمدم در خانه امام صادق (ع) در زدم که به بی بی ام حمیده تسلیت بگویم ، به بی بی گفتم در مدینه نبودم رئیس مذهب از دنیا رفت ، بفرمائید در این چند روز آخر که من نبودم حضرت حرف تازه ای هم زد که نشنیده باشم ، بی بی ام حمیده فرمود : مطلب مهمی امام صادق (ع) گفت ، روزهای آخر امام صادق (ع) دستور دادند قوم و خویشاوندان جمع شوند وقتی که جمع شدند فرمود ای خویشاوندان : به خدا قسم اِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخِّفاً باِلصَّلوةِ { منتهی الآمال }  فردای قیامت به شفاعت ما خانواده نخواهد رسید کسی که در دنیا نمازش را سبک شمارد حضرت نمی فرماید کسی که نماز نخواند به شفاعت ما نمی رسد بلکه می فرماید کسی که سبک شمارد !! می گوید تا غروب وقت داریم ، اگر عذر شرعی نداشته باشی اصلا جایز نیست آدم نمازش را به تاخیر اندازد.

مواسات با برادران دینی

از طرف دیگر می فرماید : وَ مُوَاسَاُتُهُمْ مَعَ اِخوانِهِم المُومِنینَ بِالْمَالِ ، شیعه من آن کس است که در امور مالی با برادران دینی خود مواسات داشته باشد ، مواسات می دانید یعنی چه ؟ یعنی یک نفر در میان خانه اش ده رقم غذا داشته باشد ولی همسایه اش از گرسنگی جان بدهد مواسات یعنی این ؟!! پیغمبر اکرم (ص) می فرماید هرکس شب در خانه اش با شکم سیر بخوابد و بداند همسایه اش گرسنه است این آدم مسلمان نیست.

من یک شب توی همین مهدیه بالای منبر گفتم بگذارید امشب هم بگم ، بعضی ها می خواهند خیلی اظهار علاقه به حضرت علی (ع) کنند می روند پنج هزار تومان یا ده هزار توان می دهند یک تابلو درست می کنند از عکس علی (ع)، یا روی قالیچه کاشی و یا کرمانی عکس علی (ع) را میاندازند بعد این را توی قاب می گیرید و می گذارد تو تجارت خانه اش یا توی خانه اش ، خیال می کند با یک عکس علی (ع) گرفتن و تابلو کردن شیعه می شود.

عکسهای خرافی

اولا به شما بگویم این عکسها خرافات است ، ای آن هائیکه به علی علاقه دارید این عکسهائیکه مسیحیها درست کردند و توی دست و بالتان قرار دادند شما را به خدا اگر علی را دوست دارید اینها را پاره کنید بریزید دور.

مرد مسیحی آمده یک عکس از علی (ع) کشیده ، سینه هاش را انداخته بیرون بازوهاش هم ورم کرده ، یک شمشیر دو سر هم گذاشته روی زانوهاش ، لباس حریر و مخملی هم انداخته روی سر و گردنش ، چشمهاش هم طوری کشیده که اگر چپ نگاهم بکنی چشمهایت را در می آورم.

بعد یک عکس از عیسی مسیح کشیده ، چطور ؟ یک آدم مظلوم گردن کج ، جا افتاده چهارتا بچه یتیم هم دورش جمع کرده ، یک تکه نان می دهد دست آن ، یک خرما می گذارد دهن اون یکی ، این جوری دارد تبلیغ از مسیح می کند و این طور دارد علی (ع) را می کوبد و این طور دارد مبارزه با علی می کند ، می گوید علی یعنی یک آدم قهرمان و یک آدم سلحشور ، یک آدم خوش لباس ، یک آدم گردنکشیده ، یک آدم شمشیر بدست که نمی شود با وی روبرو شد ، علی یعنی این ، ای بی انصافها چرا می گیرید این عکسها را ؟ چرا می زنید توی خانه هایتان این عکسها را ؟ اگر بنا است ارادت به علی بورزید و ارادت ورزی خود را به مردم اعلام کنی تو را به خدا برو دین علی را توی قاب بگیر و بزن توی خانه ات ، خانه ات یک خانه ی دینی باشد ، همانطوری که علی بوده ،

درد مهم             

من دیدم بعضی از مغازه ها عکس حضرت علی (ع) را گذاشته آنجا ، عکس یک زن سر برهنه را هم گذاشته بغلش ، اینها مرید علی (ع) هستند ؟!! اینها دشمن علی هستند ، اینها آبرو ریز علی (ع) هستند ، بروید تقوای علی (ع) را تابلو کنید بزنید به در و دیوار زندگیتان ، بروید ایمان علی (ع) را تابلو کنید ، بروید شهامت و شجاعت علی (ع) را تابلو کنید ، بروید قرآن دوستی علی (ع) را تابلو کنید ، بروید خدا دوستی علی (ع) را تابلو کنید ، بروید مظلوم دوستی علی (ع) را تابلو کنید.

ای مردم بروید عفت خانوادگی علی (ع) را تابلو کنید ، ای کسانیکه زنهاتان حجاب ندارد ، ای آنهائیکه دخترهاتون عفت ندارند ، ای آنهائیکه دخترهاتون با این وضع رسوا توی کوچه و خیابان می آیند و می روند ، ای آنهائیکه . . . . .

بیاناتی از بیانات حضرت علی (ع)

 قَالَ عَلِیٌّ عَلَیهِ السَّلَامُ : نُبِّئْتُ یا أَهْلَ الْعِرَاقِ اِنََّ نِسائَکُم یُدافِعنَ الرِجَالَ فی الطَّریقِ اَماتَستَحیونَ ؟ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ لایُغارُ

علی (ع) می فرماید ، علی مینالد و می گوید ، علی می سوزد و می گوید ای عراقیها به گوشم رسیده که زنانتان در کوچه و خیابان شانه هاشان به شانه های مردان می خورد ، اما تستحیون ، آیا حیا نمی کنید ، خدا لعنت کند آن مردی را که غیرت ندارد.

حتماً این را برای عراقیها می گوید ؟ برای ایرانیها نمی گوید ؟

ای آنانیکه ارادت به علی می ورزید تو را به خدا از فردا برنامه علی را توی زندگیتان پیاده کنید ، اگر تا امشب دنبال علی نبودید امشب با علی قرار به بندید.

شب قرارداد با خدا

شب بیست و یکم ماه رمضان یعنی شب قرار داد با خدا ، شب قرارداد با عفت و عصمت ، شب قرارداد با تقوی و ورع ، شب قرارداد با دین و دیانت ، از امشب قرار به بندید مسلمان واقعی باشید ، فهمیدید ؟

شب بیست و یکم ماه رمضان اگر در شما اثر بگذارد خوشا بحالتان و اثرش این باشد که از فردا توی کسب و کارتان دیگر ربا نباشد ، ربا ندهید ، ربا نخورید ، ربا نگیرید دیگر کم نفروشید و کم ندهید ، غش در معامله نکنید خیانت نکنید ، جنایت نکنید ، ظلم نکنید و تعدی نکنید ، تجاوز نکنید ، ای مسلمانها بیائید از امشب تصمیم بگیرید عملاً قدم بردارید و فقط حرف نباشد.

شب بیست و یکم رمضان

عجب شبی است امشب ، ای شب بیست و یکم کاشکه صبح نشوی ، کاش امشب صبح نشده بود ، مگر امشب چه شبی است ؟ امشب شب آخر عمر حضرت علی (ع) است.

ای مردم چه خبره ؟ این همه جمعیت آمدید چه کنید مگر خبر تازه ای است ، من بگویم چه خبر است ، خاک بر سرت ای کافی عمامه رو سرت هست ؟

نامه ای که به من دادند

این خادم مسجد حسینی که خیلی مرد متدین و مودبی است یک کاغذ به من نوشته بود من چون نمی شناختم ترتیب اثر ندادم ، چند نفر از رفقای دینی آمدند برایم تعریف کردند ، وقتی که یقین حاصل شد که این سید آدم خوبی است برایتان می گویم این آقا تصمیم می گیرد چند شب چهارشنبه به مسجد جمکران قم برود ، شبی می گوید همین طور نشسته بودم یک حاجتی هم داشتم یکوقت دیدم یک آقائی آمد پهلوی من نشست ، گفتم اسمتان چیست ؟ فرمود من سید مهدی هستم ، راجع به آن کار شما انشاء الله خدا درست می کند اینقدر ناراحت مباش.

می گوید من در آنوقت توجه پیدا نکردم گفتم انشاء الله من بلند شدم مشغول نماز شدم این آقا هم بلند شد ناگهان به فکر رفتم که این از کجا فهمید من فلان حاجت را دارم ، نمازم را تند تند تمام کردم و آمدم آنجائی که وضو می گیرند دیدم همان آقا دم شیر آب ایستاده و دارد وضو می گیرد ، خواستم بروم جلو نتوانستم به هر نحوه ای بود به زحمت یکی دو قدم برداشتم دیدم دیگر نمی توانم ، یکوقت به من توجه کرد و گفت انشاء الله آن را که گفتم خدا درست میکند ، من دارم می روم مهدیه.

امشب بناست بیاد اینجا ، آقا اگر نیائی کم لطفی کردی ، این همه جمعیت برای تو می آیند ، با چه قدرت می شود این همه جمعیت را جمع کرد توی یک موسسه دینی غیر از لطف امام زمان (عج).

ای کور شوند آنهائیکه نمی توانند تو پسر فاطمه را ببینند ، خوب جائی آمدید شب قدر است فهمیدید پرونده ها را باید مهر آخرش را امام زمان بزند هرچه می توانید داد بزنید ، بگو : یا صاحب الزمان ، اینقدر صدا بزنید تا بیاد ، و این قدر التماس کنید تا بیاد ، یکسری به اینجا بزند و جواب همه را بدهد.

ذکر مصیبت

دیروز حال علی (ع) خیلی بد شد ، رفتند یک طبیب آوردند ، یک نگاه کرد به آقا امیرالمومنین (ع) یک دستمال زردی بسته بود ، مسیحی تا نگاه کرد خیلی منقلب شد ، به آقا امام حسن (ع) گفت آقا شما می توانید یک ریه گوسفند برای من بیاورید ؟

فوری یک گوسفند را سر بریدند و ریه اش را برای دکتر آوردند ، این طبیب با یک حساب دقیق علمی طبی یک رگ از توی این ریه کشید بیرون دستمال سر را باز کرد این رگ را گذاشت در وسط شکاف سر علی (ع) ، دستمال را بست گفت آقا زاده ها چند دقیقه صبر کنید این معاینه تمام بشود بعداً نتیجه را به شما می گویم.

می دانید در چنین وقتی حال بچه ها چطور است ، این خانمها ، دخترها پشت در ایستادند به بینند طبیب چه می گوید.

سه چهار دقیقه گذشت یک وقت دیدند طبیب دستمال را باز کرده و این رگ را از وسط شکاف سر در آورد ، آورد مقابل خورشید ، مقداری نگاه کرد ، بالا و پائین کرد یک وقت رو به امام حسن (ع) کرد و گفت آقا جان باباتان دیگر خوب نمی شود ، زیرا زهر به مغزش اثر کرده دیگر بابا خوب نمی شود ، فقط من می توانم یک چیزی به شما بگویم و آن این است باباتون اگر آب می خواهد شیرش بدهید اگر غذا خواست شیرش بدهید ، اگر میوه می خواهد شیرش بدهید ، زهر اول اثر روی جگر می گذارد ، جگر را آتش می زند و هیچ چیز مثل شیر خنکش نمی کند ، بجای هر چیز شیرش بدهید ، این طبابت را کرد و رفت بیرون.

ده دقیقه نگذشت این خبر توی شهر کوفه پیچید ، برای آقا شیر خوبه ، خبر پخش شد توی شهر که برای آقا شیر خوبه ، یک وقت دیدند از اطراف و اکناف مردم قدح قدح شیر می آورند ، یک زنی است در کوفه چهار بچه یتیم دارد ، یک شتر دارد ، شیر شترش را می برد می فروشد و برای بچه ها غذا تهیه می کند ، امام حسن (ع) دید این زن هم یک قدح شیر آورده صدا زد مادر تو دیگر چرا آوردی ، گفت آقا من نمی خواستم بیاورم ، می خواستم شیر را بفروشم برای بچه ها نان بگیرم ، اما دیدم بچه ها آمدند و گفتند مادر ما امروز نهار نمی خواهیم ، آقا علی برایش شیر خوبه.

وای علی کشته شد         شیر خدا کشته شد

نسئَلُکَ اللَّهُمَّ وَ نَدعُوکَ 40 بار یا الله یاالله یاالله یاالله .......

5 بار  أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرِّ اِذا دَعَاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ

10 بار  یا مَوْلَانا یا صَاحِبَ الزَّمَانِ
 
به آبروی امام عصر ما را بیامرز - کشورهای اسلامی را از دست اجانب نجات بده - مسلمانها را با فتح و پیروز ی نهائی روبرو کن - حوزه های علمیه را حفظ کن - سایه مراجع تقلید بر سر ما مستدام بدار - چند مریض توی مهدیه آوردند شفا بده . 

برای دانلود فایل صوتی این سخنرانی اینجا کلیک کنید.

گفتار وُعّاظ جلد 4 صفحه 265 الی 274