خبرنامه

نام ونام خانوادگی:

پست الکترونیکی:

لوگوی ما

لینک به وب سایت بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره)

لینک به وب سایت بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره)


 

مرد حمال

«سخنان شهید شیخ احمد کافی (ره) : يک شب داشتم مي‌رفتم مجلس، يکي از رفقاي اهل علم به من مراجعه کرد ... گفت برادرم از شهر رامسر برايم نوشته که فلان کس که در فلان محله مي‌نشيند و حمال است، ‌اين بيست تا گوني برنج از ‌اين سرا به آن سرا برده. در اين هواي گرم و عرق ريز ، دو تومان به او داده اند. ‌اين وقتي دو تومان را گرفته و از کاروانسرا بيرون آمده، ديده يک بچه‌اي چند بليط دستش گرفته، مي گويد هر کس مي‌خواهد دو تومان بدهد يک ساعت ديگر كه قرعه کشي مي‌کنند سي هزار تومان به او بدهند بيايد از من بليط بگيرد.

‌اين حمال هم باور کرده، آمده پيش‌ اين بچه، که تو را به خدا ‌اين دو تومان من را بگير، همان بليطي که سي هزار توماني هست به من بده. ‌اين بچه هم خيلي زرنگ بوده  يک خرده بليط‌ ها را بالا و پايين کرده، گفته بيا ‌اين يکي را بگير ... يک وقت راديو اعلام کرده قرعه کشي کردند، اتفاقاً به شماره بليط‌ اين حمال سي هزار تومان در آمده است. يک دفعه ‌اين حمال تا فهميده كه برنده شده، کوله پشتي را زمين گذاشته، کت پاره‌اش را هم روي آن گذاشته، کلاه نمديش هم گذاشته روي آن، کفش پاره‌اش را هم گذاشته روي ‌اين‌ها ... همه را آتش زده و گفته، ‌اي فقيري برو دنبال کارت که ثروت آمد، ‌اي بيچارگي برو دنبال کارت که دوران پول و سرمايه داري آمد.

بعد دويده بانک که سي هزار تومان بدهيد، گفتند چه سي هزار توماني را؟ گفته من يک بليط خريدم توي راديو اعلام کرده سي هزار تومان بردي. گفتند که شما بايد بليط را بياوري ‌اينجا، ما شماره‌اش را تطبيق کنيم با شماره برنده‌ها، بعد اگر ببينيم که راست هست، بيست و نه هزار و نهصد و نود تومانش را ما ماليات برداريم، ده تومان هم به تو بدهيم، عکس تو را هم همه جا بيندازيم که سي هزار تومان به تو داده‌ايم. يک وقت ‌اين بيچاره(حمال) متوجه شده که بليط، داخل جيب کُتش بوده و آتش زده»

 کافی شهید نیمه شعبان صفحه 140