خانه سخنرانی مکتوب مرحوم کافي (ره) و قضيه بستن مغازه شراب فروشي جنب مهديه تهران { قبل از انقلاب اسلامی }

خبرنامه

نام ونام خانوادگی:

پست الکترونیکی:

لوگوی ما

لینک به وب سایت بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره)

لینک به وب سایت بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره)


 

مرحوم کافي (ره) و قضيه بستن مغازه شراب فروشي جنب مهديه تهران { قبل از انقلاب اسلامی }

مرحوم کافي (ره) ‌اين طور نقل مي‌کنند :

«نزديک مهديه ، سه چهار تا دکان پايين‌تر، يک دکان عرق فروشي بود، من خيلي ناراحت بودم که جنب مهديه، عرق فروشي است. يک روز هم از خانه بيرون آمدم ديدم يک مشت از‌ اين جوان‌هايي که نبايد جلوي دکانش باشند هستند. پيرمردي ارمني بود عرق فروش بود اسمش آرشاک بود. يک بچه مذهبي را فرستادم گفتم برو ببين‌ اين‌ها چکار مي‌کنند. آمد گفت حاج آقا ‌اين (آرشاک) مي‌فرستد دنبال جوان‌هاي مردم، وقتي مي‌آيند آنجا، يک آب جو همين‌طوري به ‌اين‌ها مي‌دهد. يک ساندويچ همين‌ طوري به آنها تعارف مي‌کند کباب براي‌ اين‌ها درست مي‌کند مي‌دهد، مي‌خواهد ‌اين‌ها را
مبتلا (به شراب خوري) کند. بعد از ‌اين‌ها کار بکشد. يک روز ‌اين ارمني را خواستمش آمد خانه ما. گفتم من را مي‌شناسي، گفت بله حاج آقا، شما سه چهار ساله ‌اينجا تشريف داريد. گفتم من سه تا پيشنهاد به تو مي‌دهم، يا ده هزار تومان از پول آخونديم از کسي هم نمي‌گيرم، قربة الي الله به تو مي‌دهم، تو در عوض، تغيير شغل بده يعني خودت باش، دکانت هم باشد فقط شغلت را عوض کن ... يا ‌اينکه دکانت را بفروش من از تو مي‌خرم يا‌ اينکه درب دکانت را مي‌بندم. گفت تغيير شغل که نمي‌دهم دکان را هم  نمي‌فروشم. حالا چطور مي‌خواهي ببندي‌؟ گفتم تو با يک کسي‌داري حرف مي‌زني که يک خرده‌اي قانون‌ها را هم مي‌داند. گفت چطور؟ گفتم چند ساله که قانون تصويب شده که پياله فروشي ممنوعه، يعني بطري بطري بفروشي طوري نيست ولي اگر در پياله بريزي و بفروشي ممنوعه و تو‌ اينجا پياله فروشي داري. ‌اين جريمه دارد. به يکي از‌ اين بچه‌هاي مذهبي يک ماه 2000 تومان حقوق مي‌دهم مي‌گويم‌ اينجا بايستد تا شراب ريختي توي پياله، مي‌گويم يک تلفن بکند کلانتري، بيايند جريمه‌ات کنند. اگر جريمه‌ات نکردند به مقام بالاترش شکايت مي‌کنم، ‌اينقدر پيگيري مي‌کنم تا درب دکانت را ببندم. من يک آخوند پاشنه‌گير بالا کشيده‌اي هستم. در کارهاي ديني عجيبم. به قيافه‌ام نگاه نکن که شُل و وِل هستم، در اين کارها (نهي ازمنکر) قرص هستم.

يک وقت (آرشاک) يک کلمه‌اي گفت من را آتش زد ... گفت من 28 ساله در اين محله هستم و مسلمان‌ها به من نان مي‌دهند. نگفت ارمني از من عرق مي‌خرد و نانم مي‌دهد گفت مسلمان‌ها نانم مي‌دهند ... گفتم از لحاظ دين ما خريد عرق، و هم فروش عرق و هم خوردن عرق و هم درست کردنش حرام است. هم کار کردن در کارخانه عرق فروشي و هم جنس به آن فروختن همه حرام است. خلاصه ما دکانش را پنجاه هزار تومان خريديم. الان آنجا را کتابفروشي اسلامي‌ کرديم. جاي شيشه‌هاي عرق و شراب، کتاب‌هاي ديني چيده‌ايم ...»

مرحوم کافي در ادامه درباره بي توجهي مردم به کارخانه عرق سازي ‌اينطور مي‌گويد:{ این سخن شهید کافی (ره) مربوط به دوران طاغوت است ، که بحمدالله با پیروزی انقلاب اسلامی این مراکز فساد تعطیل شد }

«يکي از شهرهايي که سالي ده شب وعده مي‌کنم و مي‌روم همين شهري است که بيست سي فرسخ تا تهران هست. شهرستان قزوين هست. نزديک دروازه قزوين يک باغي هست شايد يک ميليون متر زمين باشد، يک تابلو بزرگي زده‌اند بنام ميکده. قزوين که منبر مي‌رفتم آنجا بالاي منبر داد زدم گفتم رفقاي قزويني، واقعاً مايه ننگ و آره براي شهر ديني شما. عوضي که يک تابلو يا صاحب الزمان نزديک دروازه شهر بزنيد يک تابلو ميکده و کارخانه شراب سازي زدند»

 کافی شهید نیمه شعبان صفحه 128