خانه زندگی نامه مبارزات سياسي

خبرنامه

نام ونام خانوادگی:

پست الکترونیکی:

لوگوی ما

لینک به وب سایت بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره)

لینک به وب سایت بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره)


 

مبارزات سياسي

1 – اولين بازداشت :

حجه الاسلام كافي به پيروي از نهضت حضرت امام خميني (ره) ، در جريان مخالفت معظم له با لايحة انجمن هاي ايالتي و ولايتي ، فعاليتهاي سياسي خود را عليه رژيم ستمشاهي پهلوي از طريق سخنراني آ‎غاز كرد . نخستين گزارش مكتوب سازمان اطلاعات و امنيت درباره ايشان كه در مورخه 14/12/41 ثبت گرديده ، مربوط به سخنراني وي در منزل آيه الله قمي است :

« روز سه شنبه ساعت 30/9 صبح در منزل آقاي قمي مجلس روضه برقرار بود و شيخ احمد كافي منبر رفت . در اول منبر يك حديث نبوي قرائت نمود و سپس مشغول سخنراني شد و در بين توهين به دولت و وزراء و تعريف از علماء اظهار نمود [ : ] بنده در تهران منبر مي رفتم . ماه رمضان رسيد و يك روز به من خبر دادند كه امروز چند نفر مي خواهند از منبر ترا پايين بياورند . بنده گفتم : فخر مي نمايم كه هميشه اوقات با صلوات منبر مي روم‌ ، يك مرتبه هم با صلوات از منبر پايين بيايم . آقايان [ ! ] بشر خودش را در زندان هارون صفتان بياندازد بهتر از اين است كه فرداي قيامت خجل باشد ، ائمه هدي هميشه گرفتار بودند ... »

ساواك در ذيل سند فوق چنين پي نوشت نموده :

« خيلي فوري ، آقاي رجبيان اين شخص بازداشت شده است الساعه سوابق او را ارائه فرمائيد . »

پي نوشت مزبور حاكي از آن است كه در زمان وصول اين خبر به ساواك ، حجه الاسلام كافي در بازداشت بوده است . اما در خصوص علت بازداشت ، مدت و زمان آن سندي يافت نشد .

چند روز پس از اين سخنراني ، همزمان با حمله ددمنشانه رژيم شاه به مدرسه فيضيه قم در دوم فروردين 1342 كه مصادف با 25 شوال 1382 ق – سالروز شهادت حضرت امام صادق (ع) - بود ، وي مجدداً در منزل آيه الله قمي به منبر رفت و اين بار پيكان تيز حملات خود را متوجه شخص شاه نمود . در بخشي از سخنانش ابراز داشت :

« تو چرا يعني اي پادشاه اختيار خودت را به دست اجنبي داده اي يعني به دست آمريكائيها » .

به دنبال اين اظهارات اعضاي كميسيون امنيت استان متشكل از استاندار ، فرماندهي ارتش دوم ، فرماندهي لشكر 12 خراسان ، رئيس ساواك خراسان و رئيس شهربانيهاي خراسان در همان روز تشكيل جلسه دادند :

« كميسيون امنيت استان در ساعت 20 روز 2/1/42 با حضور امضاء كنندگان زير باغ ملت آباد تشكيل ، ابتدا سركار سرهنگ افتخار جريان فعاليت دسته جات مختلف را در شهر گزارش و سپس اعلاميه هايي منتشر و به وسيله رئيس ساواك خراسان قرائت و همچنين مطالبي كه دو نفر از وعاظ به نامهاي شيخ غلامرضا واعظ طبسي و كافي در روز جاري در منزل آيه الله قمي ايراد نموده بودند قرائت و چون موضوع اظهارت آنان مضره تشخيص داده شد مقرر گرديد نامبردگان در ظرف امشب به وسيله شهرباني دستگير و به ساواك خراسان جهت تعقيب قانوني تحويل شوند . »

علي رغم اين تصميم ، از اسناد موجود چنين برآورد مي شود كه حجه الاسلام كافي پس از اين سخنراني و اطلاع از قصد دستگيري ، مدتي را به صورت مخفيانه زندگي كرده است .

2 – واقعه پانزده خرداد

در پي واقعه پانزده خرداد و دستگيري و بازداشت حضرت امام خميني (ره) ، حضرت آيه الله ميلاني و برخي از علماي ساير شهرستانها در اعتراض به اين امر به تهران مهاجرت كرده و پي گير ماجرا بودند . از جمله افرادي كه در اين اعتراض حضوري فعال داشت مرحوم كافي است . ساواك در گزارشي چنين مي نويسد :

« ساعت 30/19 روز پنجشنبه 20/4/42 در حدود پانصد نفر از طبقات مختلف مركب از علماء ، وعاظ ... در محل اقامتگاه آيه الله ميلاني در واقع در خيابان پهلوي ( اميريه ، منيريه ، كوچه حكمي منزل پورقديري ) حضور داشتند . ابتدا از طرف يكي از افراد هيئت بني فاطمه ذكر مصيبت شد سپس آقاي كافي واعظ روي صندلي قرار گرفت و ذكر مصيبت نمود و در خاتمه از آيه الله ميلاني اعلام داشت اگر در ظرف يكي دو روز آينده از طرف هر فردي از افراد شهر اهانتي نسبت به مراجع تقليد و علماء اعلام شود هيچ يك از مسلمانان حق جوابگويي به آنها را ندارند ...»

وي همچنين به همراه جمعي از منبريهاي خراسان اعلاميه اي را در حمايت از قيام امام خميني منتشر نمودند .

3 – انتخابات دوره 21 مجلس شوراي ملي

رژيم شاه در روزهاي پس از واقعه يازده خرداد و ايام بازداشت و تحت نظر بودن امام خميني (ره) دست به كار انتخابات فرمايشي دوره 21 مجلس شوراي ملي شد . اين انتخابات كه در اواخر مهر 1342 ش صورت گرفت از سوي مراجع عظام تقليد تحريم و مورد اعتراض علماء واقع گرديد . حجه الاسلام كافي از جمله معترضين بوده و در يكي از سخنرانيهاي خود به تنقيد از شركت كنندگان در انتخابات پرداخت :

« عده اي به خاطر يك نهار و مبلغي پول به پاي صندوق مي روند و سرنوشت و ايمان خود را از دست مي دهند . بدانيد خدا در همه حال ناظر اعمال ما هست . اين عده نه اجر دنيوي دارند و نه اجر اخروي ... »

4 – اعزام به خدمت سربازي

سخنان تند و انتقادي حجه الاسلام كافي در مسجد گوهرشاد مشهد در مورخه 25/9/42 كه ضمن آن به وارد كردن مشروبات الكلي از خارج و داير كردن مراكز علني فساد و فحشا در يكي از شهرها اعتراض و در پايان نيز آيه الله ميلاني را دعا و دشمنان ايشان را نفرين نموده بود ، باعث خشم عوامل رژيم گشت . اين بار عوامل ساواك تحت عنوان مشمول بودن ، تصميم به اعزام وي و برخي ديگر از فضلاي مشهد نظير آيه الله شهيد سيدعبدالكريم هاشمي نژاد به خدمت سربازي گرفتند . ولي وي از طريق يكي از آشنايان مكاتبه اي كه با آيت الله زاده ميلاني داشت ، مورد شناسائي قرار گرفت :

« نامبرده فوق كه چندي پيش براي اعزام به سربازي احضار گرديده بود به شاهرود متواري و از آنجا نامه اي به شرح پيوست براي آقاي سيد محمدعلي ميلاني فرستاده ... »

5 – تجليل از امام خميني ( ره )

عشق و ارادت مرحوم كافي به حضرت امام خميني (ره) امري بارز و آشكار بود . وي در برخي از سخنرانيهاي خود به صراحت از امام (ره) نام برده و براي سلامتي ايشان دعا كرد :

« در ساعت 2:00 بعد از نيمه شب مورخه 18/11/42 كافي واعظ در مسجد قندي واقع در خاني آباد به منبر رفته و از آقاي خميني تجليل نموده است . »

يك روز پس از ايراد اظهارت وي توسط ساواك دستگير و روانه زندان قزل قلعه شد . در آنجا مورد بازجويي قرار گرفت و در پاسخ به اين سؤال بازجو كه : منظور شما از كساني كه گرفتار شده اند و براي آنها دعا كرده ايد ، چه كساني مي باشند ؟ با صراحت و شجاعت اعلام مي كرد :

« حضرت آيه الله العظمي خميني و آقاي مرواريد و شجوني و افرادي ديگري كه اطلاع ندارم . »

اين بار ، مدت بازداشت او هشت روز به طول انجاميد و ساواك پس از اين مدت ، وي را با اخذ تعهد آزاد نمود .

6 – دستگيري و بازداشت مجدد

تشبيه شاه به فرعون ، معرفي امام خميني (ره) به عنوان نائب امام زمان (عج) و طلب دعا براي سلامتي و خلاصي ايشان از دست عوامل رژيم ، انتقاد شديد از رژيم به سبب زنداني كردن روحانيون ، اظهار خشنودي از ترور حسنعلي منصور و تعبير به حكومت ظالم و ستمگر درباره رژيم پهلوي از جمله مطالبي بود كه مرحوم كافي در سخنراني خود در مسجد حضرتي تهران در مورخ 2/11/43 ايراد نمود . بلافاصله پس از اين سخنراني ، وي دستگير و روانه زندان قزل قلعه گرديد . قرار بازداشت موقت مورخه 4/11/43 ايشان ، به اتهام اقدام بر ضد امنيت داخلي مملكت توسط رئيس شعبه هفت بازپرسي دادستاني ارتش سرهنگ ستاد بهزادي صادر و وي به آن اعتراض نمود . اين قرار شش روز بعد توسط دادگاه عادي شماره سه اداره دادرسي ارتش مورد تأييد واقع گرديد . دادگاه عادي شماره دو دادرسي ارتش در حالي كه بيش از چهار ماه از بازداشت وي سپري شده بود ، ايشان را به دو ماه حبس تأديبي با احتساب مدت بازداشت قبلي محكوم نمود . وي در برخي از سخنرانيهاي خود به اين امر اشاره دارد :

« ... يك روز كه از منبر پايين آمدن به من گفتند كه سوار ماشين جيپ شوم و مرا به زندان بردند . اين ماشين سواري 6 ماه طول كشيد براي اينكه ما نتوانيم حرفهايمان را بزنيم . »

7 – شهادت آيه الله سعيدي

آيه الله سعيدي يكي از نامدارترين شاگردان امام خميني (ره ) بود كه به جهت مبارزات سياسي اش پيوسته تحت نظر ساواك بود . او در اين مسير بارها از جانب ساواك دستگير و ممنوع المنبر شد . وي ورود سرمايه گذاران آمريكايي به ايران را از كاپيتولاسيون و قرارداد استعماري تنباكو خائنانه تر مي دانست و با سخنان تند ، نامه ها و بيانيه هاي افشاگرانه ، رژيم پهلوي را سخت به وحشت انداخت . لذا ساواك در شامگاه 20 خرداد 1349 وي را در سلولش در زندان قزل قلعه به شهادت رساند . حجه الاسلام كافي در اين ماجرا از پا ننشسته و خبر شهادت وي را در تهران منتشر نمود :

« نامبرده بالا [ شيخ احمد كافي ] در ساعت 24:00 روز 21/3/49 در يك ملاقات خصوصي در مدرسه برهان شهر ري اظهار داشت سعيدي امام جماعت مسجد غياثي را كشتند و به منزلش رفته اند شناسنامه وي را گرفتند و جنازه را در قم به خاك سپردند . »

و پس از اين اقدام بلافاصله با هواپيما عازم مشهد شد و ضمن اقامت در منزل پدر همسرش – آيه الله شاهرودي – خبر شهادت آيه الله سعيدي را به كليه كساني كه به ديدارش آمدند ، اعلام نمود . پس از آن به همراه حضرت آيه الله خامنه اي و آيه الله عباس واعظ طبسي و برخي آقايان ديگر در درس آيات عظام ميلاني و ميرزا جواد آقا طهراني حاضر شده و ضمن تحريك طلاب ، خواستار تعطيلي درس آقايان در اعتراض به اين واقعه شدند . ساواك كه مرحوم كافي را عامل اصلي انتشار خبر شهادت در مشهد مي دانست ، تصميم به دستگيري و تبعيد وي به سراوان گرفت. بر اين اساس در مورخ 8/4/49 وي را دستگير و در مورخ 11/4/49 قرار بازداشت موقت به اتهام اقدام بر ضد امنيت مملكت و اهميت بزه و بيم تباني صادر گرديد . در طول بازداشت وي چندين بار مورد بازجويي قرار گرفت . آنچه مسلم است وي با انكار موارد اتهامي در صدد رهايي از چنگال مأمورين و ادامه مبارزه در بيرون از زندان بود مسئولان ساواك نيز طي جلساتي به اين نتيجه رسيدند كه از تصميم ابتدايي خود مبني بر تبعيد وي صرف نظر كرده و با اخذ تعهد و تذكرات شديد وي را موقتا آزاد نموده و پرونده وي را مفتوح نگه دارند . لذا در مورخه 18/4/49 قرار بازداشت وي به قرار التزام عدم خروج از حوزه قضايي تهران تبديل و در مورخ 13/12/51 قرار منع پيگيرد وي صادر شد .

8 – تبعيد به ايلام

مخالف با رژيم اشغالگر فلسطين يكي از محورهاي عمده سخنرانيهاي حجه الاسلام كافي بود . آوازه سخنان تند و آتشين وي به گوش يوسف كهن – نمانده يهوديان در مجلس شوراي ملي – رسيد . او به همراه نوار يكي از سخنرانيهاي كافي ، به ساواك مراجعه و خواستار رسيدگي شد . در بخشي از اين سخنراني وي ضمن حمله شديد به دولت اسرائيل اظهار داشته :

« خدايا به حق مهدي ريشه اسرائيليها را بكن ، پيغمبر فرمود هيچ جمعيتي در دنيا به اندازه يهوديها ما را اذيت نكرده و در حال حاضر هم همين طور است . مسلمانان درگير يهوديها هستند و يكي از انواع آزار اين قوم اين است كه پس از تصرف اورشليم يازده مسجد اين شهر را به مشروب فروشي تبديل كردند تا بدينوسيله مسلمانان را ناراحت كنند . در يكي از جنگها با مسلمانان 54 طفل 3 الي 4 ساله را كه مسلمانان از جنگ دور نموده بودند پس از پيروزي سر بريدند ... »

به دنبال شكايت فوق ساواك طي نامه اي به وزارت كشور خواستار تشكيل كميسيون امنيت اجتماعي و تبعيد وي به ايلام به اتهام اخلال در نظم عمومي گرديد . كميسيون مزبور در مورخ 15/9/54 در فرمانداري تهران تشكيل و طي آ‎ن به اتفاق آراء با تبعيد شيخ احمد كافي به مدت سه سال به شهر ايلام موافقت و خواستار اجراي فوري آن گرديدند . در اجراي اين حكم وي بلافاصله دستگير و در مورخ 21/9/54 به شهرباني ايلام تحويل داده شد . ايشان در آنجا نيز دست از وظيفه و رسالت خود برنداشت و فعاليتهاي مختلف فرهنگي عمراني خود را آغاز نمود . تأسيس حوزه علميه در ايلام ، تبديل يك مشروب فروشي به كتابفروشي ، احداث يك باب حمام ، احداث يك مدرسه دخترانه و ايراد موعظه و سخنراني بخشي از فعاليت هاي او بود . ساواك ايلام طي گزارشهايي به مركز به اين موضوع اشاره دارد :

« ... در اين ملاقات شيخ احمد اظهار داشته كه از بدو تبعيدش به مدت 20 روز در مسجد جامع ايلام اقامه جماعت مي كرده و همچنين بعد از نماز ، شبها به سخنراني پرداخته و چون استقبال مردم بيش از حد بود از طرف ساواك به وي دستور داده بودند كه از سخنراني و اقامه جماعت خودداري كند ... »

و در گزارش ديگري آمده است :

« اخيراً نامبرده بالا كه در شهرستان ايلام به سر مي برد طي تلگرافي به عنوان آقاي محمود مرعشي ( فرزند آيه الله نجفي ) ضمن تبريك در مورد خريد سينما و احداث كتابخانه و مدرسه علميه در محل آن ، اعلام داشته مبلغ يكصد هزار ريال از اهالي جمع آوري و به حساب 5500 بانك ملي شعبه قم واريز نموده است .

ارسال اين گزارشها به تهران منجر به آن شد كه اداره كل سوم ساواك طي دستوري به ساواك ايلام اعلام دارد :

خواهشمند است دستور فرمائيد به نامبرده بالا [ احمد كافي ] تذكر داده شود . چنانچه بخواهيد ديگران را تحريك و به اعمال خلاف خود ادامه دهد تصميمات شديدتري درباره وي اتخاذ خواهد شد . »

مجموعه فعاليتهاي مذكور از يك سو و سرازير شدن عدة زيادي از اقشار مختلف مردم جهت ديدار با مرحوم كافي به سوي ايلام از سوي ديگر ، به انضمام تلاش برخي از علماء از جمله آيت الله سيداحمد خوانساري جهت خلاصي وي و نامه نگاري هاي متعدد خود وي ، ساواك را بر آن داشت كه پس از يك سال از مابقي مدت تبعيد وي طرف نظر كند . لذا ايشان در مورخ 29/8/55 ايلام را ترك و راهي تهران شد .