خانه زندگی نامه سخنان روشنگرانه

خبرنامه

نام ونام خانوادگی:

پست الکترونیکی:

لوگوی ما

لینک به وب سایت بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره)

لینک به وب سایت بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره)


 

سخنان روشنگرانه

استعداد و توانايي حجه الاسلام كافي در فن سخنوري به زودي وي را به خطيبي برجسته و خوش سخن تبديل نمود . آوازه مجالس او به سرعت در شهرها پيچيد . و به بيش از صد شهر جهت سخنراني سفر نمود . اين شهرت ، از مرزهاي ايران هم گذشت ، تا جايي كه علماء و مردم برخي از كشورهاي مجاور نيز ، براي سخنراني از وي دعوت مي نمودند . سفر به لبنان و ملاقات با امام موسي صدر از خاطرات فراموش نشدني ايشان بود . كثرت دعوت از او ، به حدي بود كه در برخي ايام در يك روز هشت منبر مي رفت و ميزان افراد شركت كننده در جلسات سخنراني بعضي مواقع بالغ بر پنجاه هزار نفر بود . حجه الاسلام محمد مقدسيان در رابطه با تلاش خستگي ناپذير وي مي گويد :

« يك شب ساعت حدود سه بعد از نيمه شب در ميدان آزادي ايشان را ديدم . گفتم : كجا بودي ؟ گفت : از كرمانشاه مي آيم . مي خواهم بروم مهديه دعاي ندبه بخوانم ، دوباره برگردم كرمانشاه . »

كلام گرم و دلنشين كافي ، چون از دل برمي خاست بر دل مي نشست و باعث جذب بسياري از افراد كه تقيد چنداني به رعايت آداب شرع نداشتند ، گرديد . حجه الاسلام مرحوم شيخ حسن كافي در اين باره مي گويد :

« اين مرحوم مغفور اثر عجيبي داشت ، شايد صدها شراب خوار ، رباخوار ، گناهكار و .. را اين مرد به راه خدا آورد و توبه شان داد و به صراط مستقيم وادارشان كرد . »

وي در سخنرانيهاي خود با بياني بسيار ساده ضمن موعظه و نصيحت ، بسياري از موضوعات سياسي – اجتماعي را مطرح و در قبال آنها موضعگيري مي نمود . برخي از محورهاي مهم سخنان وي عبارتند از :

1- حمله به رژيم اشغالگر قدس : مخالفت با اسرائيل ، انتقاد از رژيم شاه به جهت حمايت از آنها ، تحريك و تهييج مردم براي كمك به فلسطينيان ، بخشي از سخنان وي را تشكيل مي داد :

« اگر دولت ايران پشتيباني فوري خود را از برادران عرب ما اعلام نكند ما مسلمانان ايران سرشكسته خواهيم بود . من از روي اين منبر با صداي بلند به دولت و مسئولين اعلام مي نمايم كه هر چه زودتر به كمك برادران مسلمان ما بشتابند و شر مردم يهود را از سر آنان كوتاه كنند ... پروردگار آن كس را كه به وسيله پول ، سرباز ، اسلحه و ... به يهوديان اسرائيل كمك مي كند دودمانش را ريشه كن كن . »

2 – لايحه حمايت از خانواده : در اوايل سال 1343 ش گروهي مرموز كه وابسته به مركز صهيونيستي بودند زمزمه طرحي را در حمايت از حقوق زنان مطرح نمودند . رژيم مدتي از طريق مطبوعات روي اين طرح تبليغ كرد و نهايتاً در اسفند 1345 ش اين لايحه را كه با برخي اصول مسلم فقهي تناقض داشت جهت توصيف راهي مجلس كرد . روحانيون مبارز همواره مخالفت خود را با اين طرح ابراز مي داشتند . مرحوم كافي در اين رابطه گفت :

« در روزنامه خواندم كه مي خواهند طلاق را به عهده زنها بگذارند . آخر اينها چه مي نويسند . اين مجله زن روز چه مي نويسد . مگر شما نمي گوييد قرآن را قبول داريد ، مگر شما مسلمان نيستيد ، اگر قرآن را قبول داريد قرآن با اين چيزها مخالف است . قرآن نگفته اين كار را دست زن بسپاريد ... »

« ... مثل امروز كه مي خواهند قانوني درست كنند كه يك مرد حق ندارد بيش از يك زن داشته باشد . از اول دنيا تاكنون ظالمين زيادي روي كار آمده اند و خداوند هر بار يك نفر را مي فرستاد و بساط ظلم را برمي چيد و ما يازده قرن است كه انتظار چنين شخصي را مي كشيم و در پايان سخنراني گفت : الهي زندانيان بي گناه ما را آزاد كن . »

3 – ذكر و ياد امام خميني (ره) : يكي از مواردي كه رژيم شاه نسبت به آن حساسيت داشت اشاره به نام و ذكر خاطره امام خميني بود . متقابلاً روحانيون نيز اين حساسيت را درك كرده و در بيانات خود با صراحت و كنايه نام امام را هميشه زنده نگاه داشتند :

« ... خداوندا پرچم دار اسلام ، پيشواي شيعيان جهان ، حضرت آيه الله خميني را در پناه خود از جميع بلايا حفظ بفرما و او را صحيح و سالم به ايران بازگردان و وسائل خلاصي زندانيان بي گناهي كه به جرم طرفداري از قرآن و دين و روحانيت گرفتار شده اند فراهم نما ... »

« ... من نمي دانم خيلي از چيزها هست كه نمي شود گفت : دامن مراجع را رها نكنيد اميدوارم كه نتيجه بگيريد . كافي در پايان منبر خود گفت : سلام بر مكه و نجف .

نظريه شنبه : طبق قراري كه بين بعضيها مرسوم است ، سلام به نجف يعني سلام به خميني »

« ... آن مرجع عاليقدر شيعه حضرت آيه الله العظمي خميني ( سه بار صلوات مردم ) از گوشه نجف ناله مي كند ، كسي ناله اش را نمي شنود ( گريه حضار ) آي نسيم هوا ، آي نسيم هوا ، ناله هاي دوستان اين مرجع تقليد را به گوشش برسان . آيه الله العظمي خميني ، بزرگ مرجع شيعه ، افتخار قرآن ، افتخار اسلام ، افتخار اهل بيت ، افتخار دين ، افتخار روحانيت ، مدافع حريم اسلام و شيعه‌ ، با توام آقا ، قربانت بشوم آقاجان ... »

يكي از مداحان قديمي تهران كه از نوجواني با مرحوم كافي آشنا و در جلسات وي شركت داشته در نقل خاطرات خود چنين مي گويد :

« يك سال كه روز اربعين مصادف با جمعه شده بود مرحوم كافي در مهديه اعلام كرد هفته آينده ما دعاي ندبه را در مسجد اعظم قم برگزار مي كنيم . ما كه رفتيم قم داخل صحنها و مسجد اعظم جاي سوزن انداختن نبود . مرحوم كافي به بهانه دعاي مراجع وسط دعاي ندبه يك مرتبه گفت : « خداي مراجع تقليد شيعه مخصوصاً مرجع تقليد شيعيان را كنار حرم اميرمؤمنان در نجف اشرف از خطرات حفظ بفرما » آميني كه مردم گفتند مسجد اعظم را به لرزه درآورده و سكوت محض مجلس را فرا گرفت ... »

4 – مخالفت با لايحه اصلاحات ارضي : لايحه اصلاحات ارضي يكي از بزرگترين اصول سياستهاي استعماري بود كه به عنوان اولين اصل از اصول شش گانه انقلاب سفيد در ايران ‎آغاز شد . اين لايحه آسيب شديدي بر كشاورزي ايران وارد نمود به طوري كه كشور را طي چند سال از مقام صادركننده گندم به يك كشور واردكننده گندم تبديل كرد يكي ديگر از آثار تخريبي اين لايحه مهاجرت روستاييان به شهرها بود . توجه به اين نكات باعث مخالفت روحانيون با اين لايحه گرديد . گزارشگر ساواك پس از نقل سخنان حجه الاسلام كافي در مسجد قاروني پيشواي ورامين چنين اظهارنظر كرده است :

« ... نظر شيخ مزبور از حلال و حرام يا اينكه ضمن صحبت گفت : پنج خروار زمين مي گيريد حساب دارد . نظرش اصلاحات ارضي و تقسيم زمين است كه در پوشش به كشاورزان مي فهماند كه اين زمينها حرام است و نتيجه نيز اين شده كه عده اي تقسيم زمين را شرعي نمي دانند . »

5 – جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي : رژيم شاه به تشويق روشنفكران خود از سال 1337 ش در فكر برگزاري جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي بود تا سرانجام در 1350 ش موفق به برپايي اين جشنها شد .

اين تصميم با مخالفت بسياري از اقشار جامعه از جمله روحانيت مواجه شد . حجه الاسلام كافي در مخالفت با برپايي اين جشنها در مورخ 8/8/50 در سخنراني جمعي از تجار چنين مي گويد :

« آمريكا در حدود 479 سال است كه كشف شده و به اوج عظمت رسيده و كرات را تسخير مي نمايد . اما ايران كه 2500 سال است كه سابقه شاهنشاهي دارد ، هنوز نتوانسته سوزن بسازد و دارد به استخوان پوسيده مردگان افتخار مي كند و اين حرفهاي گزاف را تحمل مي نمايد . خيلي جاي تأسف است كه امروز نيز مثل زمان جاهليت به اجداد گذشته افتخار مي گردد . »

و به دليل همين فعاليت ها بود كه ساواك نام او را جزو ليست افرادي كه به مناسبت جشنهاي 2500 ساله بايد تحت نظر و مراقبت باشند ، قرار داد .

6 – اعتراض به مفاسد اجتماعي : بخش وسيعي از بيانات مرحوم كافي در اعتراض به شيوع و گسترش فساد و فحشا در جامعه است . وي با مخاطب قرار دادن دست اندركاران رژيم آنان را عاملان اين امر مي دانست . وي در سخنراني در بازار نجارها در مورخ 25/1/51 چنين مي گويد :

« ... پيغمبر اسلام فرمود زمامدار مملكت بايد دين دار و خداشناس و از نژاد پاك و با پدر و مادر باشد و در كارها با ملت مشورت كند و تابع احكام الهي باشد و طبق دستورات قرآن عمل كند ولي زمامدار كه بي پدر و مادر بوده و از نژاد پاك و ديندار نباشد مسلماً مخالف قرآن و دين و دشمن خدا خواهد بود و برخلاف دستورات قرآن عمل خواهد كرد . مگر قرآن نگفته است زن بايد در حجاب باشد ؟ كو حجاب ... مگر پيامبر و قرآن نگفته است كه مشروب حرام است ؟ ولي در ايام قتل امام حسين و ساير ائمه مغازه هاي مشروب فروشي باز است . ... »

وي راديو و تلويزيون را يكي از عوامل اشاعه فحشا در جامعه مي دانست :

« ... ضمن انتقاد شديد از سينما ، تأتر ، تلويزيون و راديو اظهار داشت : راديو با اين برنامه هايش مردم را از راه بدر مي كند . بعضي مواقع كه مي خواهند صداي مردم درنيايد چهار كلمه قرآن پخش مي كنند و بعد از آن خانم دلكش شروع به خواندن مي كند ... »

و در مخالفت با گردانندگان مطبوعات عصر پهلوي كه با چاپ مطالب انحرافي درصدد دامن زدن به اين جريان بودند ، مي گفت :

« ... اي مرد خرم آباد ؛ اي محصلين ، اي روشنفكران ، اي تحصيل كرده ها حواستان را جمع كنيد ، پنبه را از گوشتان بيرون بياوريد ، مجلات و روزنامه هاي مسموم و كثيف را مطالعه نكنيد ، با مجلات و روزنامه هاي كثيفشان شما را بيچاره و گمراه مي كنند . فقط سهيم مكتب اسلام قم باشيد تا ماهيانه مجله براي شما فرستاده شود ... »

او كه به سبب نمايش فيلم هاي مفسده انگيز در سينماها همواره مردم را از رفتن به آنجا منع مي نمود در نهايت به علت مخالفت با ساخت سينما در شهر مذهبي قم ، بازداشت گرديد . منبع ساواك ، يكي از سخنراني هاي وي در اين رابطه را چنين گزارش كرده است :

« ... ضمن صحبت درباره مضرات فيلمهاي سينمايي و رفتن به سينما اظهار داشت : مردم اين دستها مي خواهند ، اطراف امام حسين خلوت شود و امام حسين غريب بماند . اينها مي خواهند اين پرچمها را از ما بگيرند ... »

7 – زمامداران فاسد : حجه الاسلام كافي با تبيين جنايات خلفاي اموي و عباسي ، مسئولان و زمامداران رژيم شاه را به يزيد ، معاويه و هارون الرشيد تشبيه نموده و اقدامات ناصواب آنها را پيوسته محكوم مي نمود :

« .. در زمان خلافت خلفاي عباسي اشخاصي مورد توجه و حمايت بودند كه با دين اسلام و قرآن مبارزه مي كردند ، مشروب مي خوردند و زنا مي كردند . در حال حاضر هم وضع به همين منوال است و جنايت و فساد آزاد مي باشد .

مردم كشور مانند بره هايي مي باشند كه براي نگهداري آنان بايستي چوپاني با جرأت وجود داشته باشد تا اگر گرگي حمله كرد از بره ها دفاع كند . و واي به حال آن موقعي كه خود چوپان گرگ شود و وضع فعلي ما تقريباً به آن صورت درآمده است ...

... وقتي سلمان به مدائن وارد شد تمام رجال و شخصيتها با دسته گل و غيره به استقبالش آمدند ولي وقتي او را ديدند تعجب كردند و گفتند ما فرماندار به اين بي آلايشي نديده بوديم . فرماندار بايد شيك پوش و قمارباز و مشروب خوار و عياش باشد . از شما پيرمرد چه كاري ساخته است . بلي فرماندار بايد اين طور باشد نه طور ديگر كه همه شما مي دانيد و احتياج به گفتن من ندارد . ‌»

در همين راستا وي گاهي انتقادات خود را متوجه مراكز دولتي مي نمود :

« در زمان عمر هم با مسلمين بدرفتاري مي شد و با اينكه قول داده بود وقتي كه به خلاقيت رسيد كارهاي خوب انجام دهد ، وقتي كه بر خلافت رسيد تمام آن قول و قراري كه گذاشته بود فراموش كرد مانند شهرداري خودمان ... »

زماني در روزنامه خواندم كه دادگاهي درست كرده اند به نام از كجا آوردي . ولي اكنون فقط نامش ماند . چون ديدند اگر بخواهند اين قانون را اجرا كنند اول بايد مقامات و متنقذين سرشناس را احضار كنند ... »

8 – جو خفقان و اختناق : رژيم شاه براي بقاي خود ناچار به ايجاد فضايي پليسي توأم با فشار و اختناق بود . اين روند از 1350 ش با تشكيل كميته مشترك ضد خرابكاري افزايش يافت . توضيح و تبيين اين وضعيت در دستور كار روحانيون قرار داشت :

« ... نامبرده درباره سرگذشت امام صادق و ظلم و ستمي كه منصور دوانقي نسبت به آن حضرت نموده است صحبت كرد و گفت : حكومتها هميشه اين طور بوده اند . در عصر كنوني بيشتر از آن موقع به وسيله استعمار به مردم ظلم و ستم مي شود . اگر الان به زندانها تشريف ببريد مي بينيد كه چقدر افراد بي گناه در آنجا به سر مي برند و همچنين عدة زيادي كشته شده اند ... »

9 – فرق ضاله : وجود افراد فرقه ضاله بهائيت در مصادر امور و برخي مراكز مهم اقتصادي زمينه را براي شيوع و گسترش افكار اين فرقه فراهم نموده بود . مراجع عظام تقليد ، علماء و وعاظ پيوسته مردم را نسبت به تفكر و اهداف اين فرقه آگاه مي نمودند :

« ... يهوديها و بهائيها مخالف دين اسلام هستند و طبق فتواي مجتهدين نبايد از آنها جنس خريداري كرد . زيرا منافع يهوديها به جيب اسرائيل مي رود و گلوله مي شود و بوسيله آن برادران ديني شما را مي كشند و منابع بهائيها هم صرف تبليغ مسلك بهائيت مي شود و بر عليه امام زمان خرج مي گردد . كارخانه جنرال استيل مال يهوديها و كارخانه ارج هم متعلق به بهائيها مي باشد . اجناس اين دو كارخانه را نخريد ... »

وهابيها نيز در برخي استانها در حال انجام فعاليتهاي مشكوك و سوء بودند :

« وضع مملكت خراب شده ، كسي هم جرأت نمي كند حرف حسابي بزند چون فوراً تحت تعقيب قرار خواهد گرفت . الان وهابيها در ايران دارند عليه اسلام فعاليت مي كنند . اگر من آزاد بودم مي گفتم كه آنها از كدام چشمه آب مي خوردند . ولي فعلاً دهان ما بسته است و نمي توانيم حرفي بزنيم . شما هم مي دانيد من چه مي گويم و مي دانيد كه چرا آنها از مسلمانها نمي ترسند و رئيس آنها كيست ولي دنيا اينطور نخواهد ماند .

وي اضافه نمود : مردم شما هم يك نفر يا دو نفر نماينده از طرف امام زمان داريد ، برويد دامن آنها را بگيريد و آنها را از دست ندهيد . آيا آنها را مي شناسيد يا من بايد بگويم .

نظريه شنبه : منظور كافي از نماينده امام زمان خميني بوده است . »

10 – ايستادگي و مقاومت : حجه الاسلام كافي رمز موفقيت و پيروزي در مقابل سياستها و حركتهاي دين ستيزانه رژيم را مقاومت و ايستادگي مي دانست . و پيوسته مردم را در اين راه تشويق و تحريك مي نمود :

« ... نامبرده ضمن سخنان خود گفت : امام صادق فرموده : مؤمن حقيقي از آهن و ساير فلزات سخت تر است . چون آهن در اثر حرارت ذوب مي شود ولي مؤمن را كسي قادر نيست نرم كند . شخص متقي و با ايمان اگر قطعه قطعه شود باز پس از مرگ مي گويد اي كاش مجداً زنده مي شدم و از دين و قرآن دفاع مي كردم ولي امروز تا يك صدايي به گوش برسد فرار مي كنند و حتي حاضر نيستند در راه دين و قرآن حتي يك سيلي بخورند ... كمي جرأت و شهامت داشته باشيد و در مقابل دشمنان دين ايستادگي كنيد . »